| عطری رو بو کردم که بعدش بهشت بود و بهتر از بهشت یادم نمیاد چی شدم + این ها فکرهای سه شنبه بیستم بهمن 1388 4:38 آدمی هست که دوستتون داره
تو قویترین بادی هستی که دیدم و دلپذیرترینشون بردیم + این ها فکرهای سه شنبه بیستم بهمن 1388 3:2 آدمی هست که دوستتون داره
ناراحت نباش اگر تو سرزمین تو بارون بباره اینجا سیل میاد + این ها فکرهای سه شنبه بیستم بهمن 1388 2:37 آدمی هست که دوستتون داره واو تو چقدر خاصی اوه عجب تکنیکی چه وجود تکنیکی ای او او او من تسلیمم + این ها فکرهای سه شنبه هفدهم آذر 1388 16:16 آدمی هست که دوستتون داره
چه طوری یادم بره ؟ خونه دریایی یونان رو ؟ + این ها فکرهای چهارشنبه بیستم آبان 1388 0:7 آدمی هست که دوستتون داره
نویسنده ای بودم و داشتم کتاب ها رو می گشتم تا رسیدم به کتابی که وقتی خوندمش نفس هام تازه شد و چه مایل بودم به نویسنده بزرگوارش که خواستم نویسنده اش رو ببینم بعد از اون به سمت آفتابم بودم نفس هاش تازه بود ، نور بود جوری بود که همیشه می خواستی بعدی اش رو بشنوی یه چشمه روشن که از تماشاش خسته نمی شدی + این ها فکرهای سه شنبه نوزدهم آبان 1388 23:8 آدمی هست که دوستتون داره
من به این ایده ستاره می دم طلاییه ، برق می زنه ، یه طلوعه گوگل یه مرورگر اینترنت ساخته اسمش رو گذاشته کروم Google Chrome این برنامه هیچوقت به Full Crash نمیره می دونی منظورم چیه ، طراح هاش جوری برنامه اش رو نوشتن وقتی 100 تا پنجره ( Tab ) توش باز کنی اگر تو یکی از پنجره ها مشکلی پیش بیاد و بخواد هنگ کنه و دچار خرابی Crash بشه این خرابی و Crash فقط تو همون پنجره یا Tab اتفاق می افته و به بقیه منتقل نمیشه . این ربطی به پنجره های دیگه نداره . برنامه تفکیک شده است . هیچوقت Full Crash یا خرابی کامل نداریم . هر پنجره جای خودش . این ایده تفکیک و No Full Crash ( عدم انهدام کلی ) عالیه . خوب اگر من 5 تا کار دارم انجام میدم ، یکی اش از دست رفت کل سیستم خودم رو متزلزل نمی کنم من خودم رو از دست نمی دم کل من هرگز منهدم نمیشه ، تمام نیروها برپا هستن تو جاهای خودشون پنجره ها به Crash رسیدن نه اصل اون Tab رفت دوباره شروع + این ها فکرهای دوشنبه هجدهم آبان 1388 21:18 آدمی هست که دوستتون داره از جاهای خیلی بلند + این ها فکرهای دوشنبه هجدهم آبان 1388 21:11 آدمی هست که دوستتون داره چیزی نمی دونم جز اینکه چیزی نمی دونم + این ها فکرهای دوشنبه هجدهم آبان 1388 19:58 آدمی هست که دوستتون داره داشتم می رفتم دیدم مردم یه شهری حالشون خوب نیست راحت زندگی نمی کردن رفتم دیدم آب رودخونه شهر مشکل داره اما مردم حواسشون نبود ، باز از اون آب می خوردن کار خوبی نمی کردن ، برای ناراحتی شون هزار تا دلیل دیگه می تراشیدن بهشون گفتم بردمشون سرچشمه رودخونه همه مردم شهر رو بهشون نشون دادم که اونجا یه قارچ سمی در اومده نور دانایی رو بهش تابوندیم قارچ مرد و آب سالم شد مردم خیلی راحت تر زندگی می کنن دیگه ناراحت نیستن اون رودخونه ، رودخونه فکر ما آدماست . ناراحتی علامت خوبی هست برای اینکه عاملش رو برطرف کنی من نادون بودم و نادون هستم ، سعی می کنم کم کنم ازش یکم آخه من یکم خودمو می خوام + این ها فکرهای جمعه پانزدهم آبان 1388 5:9 آدمی هست که دوستتون داره
رگ های روحتو خوب می شناسم خوب توشون فوت های خنک می کنم فوتهام از جسمم نیست بخواد گرم شه من دوباره فوت می کنم + این ها فکرهای سه شنبه دوازدهم آبان 1388 12:46 آدمی هست که دوستتون داره ازم می پرسه چرا انقدر دور خودت می چرخی ( در مورد خودت می گی ) بهش گفتم آخه اینطوریه اگر دور خودم نچرخم نمیشه تو منظومه هم دور خودم می چرخم هم دور اونی که دوست دارم نچرخم نمیشه وقتی جرم به اندازه کافی میرسه هم چرخش به دور خود هم دور ستاره منظومه این یکی از موقعیت هامه یه جایی هم سیاه چاله ، ماجرای سیاه چاله ها فرق می کنه + این ها فکرهای سه شنبه دوازدهم آبان 1388 12:29 آدمی هست که دوستتون داره حلال محلول محلول حلال + این ها فکرهای سه شنبه دوازدهم آبان 1388 12:22 آدمی هست که دوستتون داره
بهش گفتم نرو گفت : من که نمی رم ، تو می ری گفتم : قطعش نکن گفت : من قطع نمی کنم ، تو قطع می کنی + این ها فکرهای دوشنبه چهارم آبان 1388 1:4 آدمی هست که دوستتون داره من از شکافتن رازهای ناشکافته لذت می برم + این ها فکرهای شنبه دوم آبان 1388 6:51 آدمی هست که دوستتون داره یتیما تو راه مونده ها مریضا فقیرا دل گرفته ها تیکه های قلبمن + این ها فکرهای یکشنبه نوزدهم مهر 1388 18:49 آدمی هست که دوستتون داره تو کلیدهام تمام درهای قلبم رو از کجا
داشتی؟ که وقتی اومدی نفهمیدم کی اومدی قشنگ دیدم که اومدی تو تمام اتاق های
قلبم و من چی داشتم جز تماشای تویی که عزیزتر
از خودمی من کی بودم تو که اومدی زندم کردی + این ها فکرهای شنبه هجدهم مهر 1388 10:47 آدمی هست که دوستتون داره می خواستم نیام بالای دیوارت اما تو همچنان وسوسه کننده بودی مثل یه مزرعه طلایی تو قشنگترین جای دنیا تماشاچی نمی خوای درخشش خیره کننده ؟ + این ها فکرهای شنبه هجدهم مهر 1388 10:41 آدمی هست که دوستتون داره تو رو که دیدم آفریده ات شدم + این ها فکرهای جمعه هفدهم مهر 1388 12:35 آدمی هست که دوستتون داره ببخشید رو زمین کسی هست جواب ما رو درست حسابی بده خبر زیاده ... اما واضح و تضمینی ... + این ها فکرهای جمعه دهم مهر 1388 21:10 آدمی هست که دوستتون داره
اگر تو یه کشتی باشیم هزار نفر آدم باشیم و به جز من 999 نفر گوشت همدیگر رو بخورن و هیچ کسی اونجا نباشه که مثل من و تو باشه و گوشت آدم نخوره اونجا می نویسم روی دیوارای کشتی که آدمیت چیه اگه به جز من یه نفر باشه که آدم باشه و گوشت آدم نخوره بهش می گم سلام ، به خاطر رفتار 998 نفر دیگه ازش معذرت می خوام دلداریش می دم که دلتنگ نشه و ... می تابمش بهم و می تابه بهم از آدمیت تمام من شاید اینه + این ها فکرهای چهارشنبه هشتم مهر 1388 15:18 آدمی هست که دوستتون داره
من هیچوقت هیچی نبودم تو که تابیدی بهم ذوق کردم کیه که تو بهش بتابی و نشکفه ؟ خدا فقط تویی که خدایی ، چه خدایی + این ها فکرهای جمعه ششم شهریور 1388 15:8 آدمی هست که دوستتون داره تو هر ظرفی بزاریش بیرونشو میخواد این روح آدمو میگم آدم عجب امانتی داره + این ها فکرهای پنجشنبه پنجم شهریور 1388 16:1 آدمی هست که دوستتون داره تا حالا بهت گفتم چقدر دوست دارم ؟ نمی گم که مگه بهشت دیوار داره ؟ + این ها فکرهای چهارشنبه چهارم شهریور 1388 0:19 آدمی هست که دوستتون داره کور بودم چشمام تار بود چندتایی می دیدمت یهو یه صدا شنیدم گفتم چقدر قشنگه ... صدا مثل یه باد نرم بود که برگ های باغ های دلم رو نوازش می داد از صدات شناختمت ، تو اون همه تاری و چندتایی عزیزم + این ها فکرهای چهارشنبه چهارم شهریور 1388 0:10 آدمی هست که دوستتون داره نمی خوام جلوی چیزی کوچیکتر از خودم خم شم یا حتی بخوام خم بشم دیدی ؟ کدوم قله بلندتره ؟ + این ها فکرهای جمعه بیست و سوم مرداد 1388 13:53 آدمی هست که دوستتون داره یه طلوعی دارم که برقش قشنگ ترین برقه گرمای لطیفی که همه برف ها دوست دارن باهاش آب شن + این ها فکرهای پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388 20:52 آدمی هست که دوستتون داره آدم بعضی اوقات باهات حرف می زنم می دونستی ؟ + این ها فکرهای پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388 2:57 آدمی هست که دوستتون داره نمایش ها و عرضه های اختصاصی ام ارزون نیستن اصلا ارزون نیستن قیمتم هرگز پایین نیست اگر یه روز مسابقه ای بزارم که پاداشش خودم باشم بد غرامتی برای باخت می زارم چون قیمتم در غیر این صورت پایین میاد قیمتم فکر می کنی چقدره آدم ؟ + این ها فکرهای پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388 2:55 آدمی هست که دوستتون داره فکر می کردم بعد از مرگ آدم خدا رو می بینه نمی دونستم که ... + این ها فکرهای پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388 2:39 آدمی هست که دوستتون داره ما آدما کنار یه چیزی هستیم + این ها فکرهای چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388 23:11 آدمی هست که دوستتون داره قبل از رفتن ببین مقصد وجود داره مسیر رو و مقصد رو قبل از رفتن چک کن + این ها فکرهای چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388 23:5 آدمی هست که دوستتون داره اون سفالگریم که کوزه ام خودمم + این ها فکرهای چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388 23:1 آدمی هست که دوستتون داره شکافتن و کشف رو دوست دارم + این ها فکرهای دوشنبه نوزدهم مرداد 1388 2:13 آدمی هست که دوستتون داره
همیشه توی باغ هامو سبز تر از در هاش می کنم دوست ندارم کسی با کیسه بیاد تو اما با اون در وقتی میان تو غافلگیر میشن ، در اون شکلی ، باغی به این سبزی وقتی ببینم کسی با کیسه میاد تو میزارم وقت و انرژیش رو صرف کنه و بیاد تو وقتی می خواد برسه به اون چیزی که کیسه اش رو باهاش پر کنه یهو باغ رو غیب می کنم تو باغم با پاهای برهنه میان چشمه هاش زلالن و همه چیزش شسته تو باغم یه چیزی بهتر از خودش هست یه چیزی بهتر از هر چیزی + این ها فکرهای یکشنبه هجدهم مرداد 1388 12:27 آدمی هست که دوستتون داره به اندازه ای که فکر می کنم و حس می کنم جدید می شم من جدید شدن و تازه بودن رو دوست دارم نگاهم کنی تازگی رو توم می بینی گاهی اوقات چیزی به درخشندگی و تازگی خودم نمی بینم + این ها فکرهای جمعه نهم مرداد 1388 2:21 آدمی هست که دوستتون داره
من دوباره بررسی کردم من نسخه خودم از هر چیز رو دارم آخه می دونی من نگهبان شهر خودمم ، آره + این ها فکرهای جمعه نهم مرداد 1388 2:9 آدمی هست که دوستتون داره
|